دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
285
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
پرتقالى و اروپايى در خدمت ايرانيان بودند . يكى ديگر از سياحان بعدى انگليسى كه در زمان مرگ شاه عباس اول در ايران بود و گزارش خود را حدود چهار سال بعد ، پس از بازگشت به لندن منتشر ساخت ، تامس هربرت بود ، گزارش و شرح او از علوم ايران مختصر و مفيد است . او درباره طبيبان مىنويسد : « تا آنجا كه توانستيم بفهميم اينها علوم را ياد مىگيرند و معدودى از آنها فيلسوف هستند : باوجوداين كتابخانه آنها كوچك است ؛ كتابهاى آنها اغلب به زبان عربى ، ولى فشرده و مفيد است و همواره موجب پيشرفت علم و عمل آنها مىشود . گمان مىكنم كه آنها گياهان و ساير سبزيجات را به كانيها ترجيح مىدهند . . . آنها استاد علوم و حكيم هستند و كمترين علاقهاى به نجوم و هيأت ندارند . تعدادى از نويسندگان ، عربى ، فلسفه طبيعى و رياضيات را ياد مىگيرند و در اين علوم شاخص مىشوند و اكثر كتابهايى كه آنها مىخوانند عبارتند از كتب بقراط ، جالينوس ، ابن رشد ، فارابى ، ابن سينا ، ابن اسحاق ، ابو على ، محمد عبد اللّه ، ابن اديب ، ابو البر ، رازى ، غزالى و ابو معشر « 1 » . » هربرت در ميان شهرهاى ايران مىنويسد كه شيراز « مدرسهاى دارد كه در آن فلسفه ، نجوم ، فيزيك ، شيمى ، و رياضيات تدريس مىشود ؛ و اين مدرسه در سرتاسر ايران شهرت دارد » « 2 » در حالى كه در مغازههاى « ميدان اصفهان ، انواع و اقسام داروهاى ساده تركيبى ديدم كه تاكنون در شهرى از شهرهاى اروپا نديده بودم ؛ و اين كار طبيبان را تشويق مىكند كه آنها را از نزديك ببينند و دربارهءشان داورى كنند . . . » « 3 » هربرت همچنين به منبع و منشأ انقوزه در منطقهء اطراف لاهور و رود سند اشاره مىكند و از وجود جنگلهاى درخت توت براى پرورش كرم ابريشم در شمال ايران سخن مىراند . او نيز مثل ساير سياحان از وابستگى و دلبستگى مردم به سنن گذشته مثل توجه و علاقه به تقويم قمرى و نيز عدم علاقه و اشتياق آنها به اختراع و ابداع حرف مىزند . در اين زمينه مهمترين و ارزشمندترين اطلاعات را بايد از سفرنامه شاردن بيرون كشيد . شاردن درخصوص اطلاع از دانش و علم دوره صفوى گزارش منظمى ارائه مىدهد . مسافرت او به ايران در سال 1666 م . صورت گرفت و در زمان مرگ شاه عباس دوم در اصفهان حضور داشت ، سپس به هند رفت و در سال 1672 م . وارد اين كشور شد و چهار سال در آن اقامت گزيد .
--> ( 1 ) - هربرت ، مسافرت در ايران ، صص 6 - 244 ، در مورد اشارات تشريحى راجعبه اين اسامى نگاه كنيد به ص 329 . ( 2 ) - همان ، ص 72 . ( 3 ) - همان ، ص 129 .